طوفان
صدای آشنای ساز ناکوک دریا میگوید:هوا ابریست...
باران نمی بارد اما طوفان،در راه است...
شکایتم از این قوم نادان است که کشتی را میفروشند و قایق خریداری میکنند...
به بهایی اندک!
کاش عبور از ثانیه ها ممکن بود تا حتمیت زمان را با دقایق تلف شده حساب میکردم...
تا مکان ایستادن را بیابم...
حریف این دیار و همصدای این قوم مباش،شاگرد معلمی باید بود که خود از نوح باشد
نه از جنس باد...
سالها جان خبر از زخم دل خویش نداشت
چند روزیست که آواره ی کوی خویش است
نظرات شما عزیزان:

چقدر زیبا نوشتی

.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)

مطلب زیبایی بود

وای دختر چقد قشنگ مینویسی راستی عیدتم مبارک موفق باشی
.gif)
.gif)
پاسخ:عید تو هم مبارک عزیزم
مرسی به وبم اومدی از وبت خوشم اومد لینکت کردم
.gif)