چشمانم هوای دیدن پاییز را طرح ریزی میکند...
مداد و پاک کنی نمیخواهم... تمام مواد یک قلم است:احساس...
پنجره رو به آسمان باز است...
صدای نغمه ی رعد که با رفیق قدیمیش "برق" دعوا گرفته،به خوبی آشکار است...
دلم تنگ صدای سراب بیابانی ست...<باران>
پاییز هوای تلخ غروب است...
بارانش در بیابان هم سراب حقیقی است...
از دور بی رنگ و از نزدیک سرشار...
سرشار از حقیقتی تابان که زیبایی مهتاب را در پس پنجره،رنگی میکند...

نظرات شما عزیزان:
ghazal 
ساعت19:08---26 مهر 1392
سلام خوبید؟ وب خییییییییلی قشنگی داریدموفق باشید ازشمادعوت میکنم که به منم سربزنیدمرسی گلم<img src="http://loxblog.com/images/smilies/smile%20(27).gif" width="18" height="18"><img src="http://loxblog.com/images/smilies/smile%20(27).gif" width="18" height="18"><img src="http://loxblog.com/images/smilies/smile%20(27).gif" width="18" height="18"><img src="http://loxblog.com/images/smilies/smile%20(0).gif" width="18" height="18">
غزل 
ساعت11:44---25 مهر 1392
سلام عزیزم
خیلی از وبت خوشم میاد مطالبت حرف ندارن
آهنگتم خیلییییییییی نازه
پاییزی 
ساعت12:02---21 مهر 1392
آنقدر زیبا بود که حرفی برای گفتن نگذاشت...
موفق باشید