طوفان
صدای آشنای ساز ناکوک دریا میگوید:هوا ابریست...
باران نمی بارد اما طوفان،در راه است...
شکایتم از این قوم نادان است که کشتی را میفروشند و قایق خریداری میکنند...
به بهایی اندک!
کاش عبور از ثانیه ها ممکن بود تا حتمیت زمان را با دقایق تلف شده حساب میکردم...
تا مکان ایستادن را بیابم...
حریف این دیار و همصدای این قوم مباش،شاگرد معلمی باید بود که خود از نوح باشد
نه از جنس باد...
سالها جان خبر از زخم دل خویش نداشت
چند روزیست که آواره ی کوی خویش است
.jpg)

ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید