پنجره
چشمانم هوای دیدن پاییز را طرح ریزی میکند...
مداد و پاک کنی نمیخواهم... تمام مواد یک قلم است:احساس...
پنجره رو به آسمان باز است...
صدای نغمه ی رعد که با رفیق قدیمیش "برق" دعوا گرفته،به خوبی آشکار است...
دلم تنگ صدای سراب بیابانی ست...<باران>
پاییز هوای تلخ غروب است...
بارانش در بیابان هم سراب حقیقی است...
از دور بی رنگ و از نزدیک سرشار...
سرشار از حقیقتی تابان که زیبایی مهتاب را در پس پنجره،رنگی میکند...

[ شنبه 20 مهر 1392 ] [ 18:05 ] [ rainyrose ]
[
ارسال نظر(4)
]

ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید