✿ پـنجـــــره ای رو بـــه خــــــدا ✿

عبادت از سر وحشت واسه عاشق عبادت نیست پرستش راه تسکینه ؛ پرستیدن تجارت نیست

خـــدایـــا دوســـتـتـــ دارمــــ بـــی نــــهـــایــتـــــ

 

رهـــسپـــارم !

جــــاده ام رو بـــه دســت انـــداز بــــلنـــدی ستــــ کــه پَــــر مـــی شــکنــد

" تــــا بـــه خــــــدا "

دلم یک قلم میخواهد و یک صفحه ی خالی

تا بنویسم دردش را برای خدا « محرم اسرارم »

دلم یک سبد پر از گل میخواهد که عطرش را از بهشت آورده باشند ...

و نیم ترسی که اعماق دلم را بلغزاند

مــــبـــادا از مــــن دلــــگیـــر شــوی !

جاده ها، ختم بخیر می شوند وقتی انتهایشان تو باشی ...

و قلب ها رو راست میشوند وقتی که تو ساز دلها باشی ...

خدا جانم!

شاید زمزمه ای به گفت نشنیدم ...

اما دریچه ی دلم را رو به تو باز کردم که بی دعوت بیایی تـــا

مـــعـــنـــایــم بـــاشـــی

"" سوگند به روز وقتی نور میگیرد و به شب وقتی آرام میگیرد که

من نه تو را رها کرده ام نه با تو دشمنی کرده ام (ضحی /1-2 ) ""

 


[ پنج‌شنبه 03 بهمن 1392 ] [ 10:34 ] [ rainyrose ] [ ارسال نظر(7) ]