✿ پـنجـــــره ای رو بـــه خــــــدا ✿

عبادت از سر وحشت واسه عاشق عبادت نیست پرستش راه تسکینه ؛ پرستیدن تجارت نیست

آیــا خـــدا بـــرای بــــنده اش کـــافی نـــیستــــ ؟

و درد ، زمانیـــست کــه کهنــه رفیـــقت را تنهـــا بگــذاری و دنـبال درمــان بـگردی !

دلم پُر است از دست خودم !

به اندازه ی تمام روز های نبودنم ...

غرق خواهش میگویم: خدایـــا !

دلم بغضی میخواهد که دائم بشکند !

و حصیری کوچک برای نشستن !

و یک پیاله ی خالی!

برای سفارش جوهر بی رنگی که روی دلم بنویسم:

ناجی من ! این بار هم سکوتت پر از حرف بود...

و نویسه هایم، پُر از خالی !

 

 

 

 

 


[ شنبه 14 دی 1392 ] [ 11:34 ] [ rainyrose ] [ ارسال نظر(69) ]