✿ پـنجـــــره ای رو بـــه خــــــدا ✿

عبادت از سر وحشت واسه عاشق عبادت نیست پرستش راه تسکینه ؛ پرستیدن تجارت نیست

فصل درو...

تبسم...

واژه ای کوتاه از احوال آن تکه سفالی است که قلب میخوانیمش...

 دسته های گل را به نشان دمی سرزندگی میچینم!

آخر میدانی؟ فصل، فصل درو ست...

فصل عبور از دوراهی.

عبور از گل های پیچکی، که با هم قهر اند...

اما... 

میخندند...به پهنای یک کوه که عمود ایستاده...

شاید هم به سوز صدای تپش ساعتها...دقیقه ها...

یا حتی به کوتاهی پلکان زندگی!

شاید... باید نشست و فردا را تجسم کرد...

یا ایستاد و نظر به بلندای آسمان انداخت...

و به کوچکی خود پی برد...

انتهای بیراهه در ماندگیست...

راه راست را انتخاب کن.

 


[ چهارشنبه 13 آذر 1392 ] [ 12:11 ] [ rainyrose ] [ ارسال نظر(17) ]