جمعه (پست ثابت)
دهکده ای میسازم از یک خشت و چند هزار شمعدانی خشک...
دلم به انتظار غروب نشسته تا بهانه ی دلتگیت را تقصیرش گذارم...
ایام که میگذرد،دلخوشم به جمعه!
دلخوشم به غروب دلگیری که به انتظار تو نشستن را برایم "دلباز" میکند.
دلخوشم به طعم طلوعی که دوان دوان، غروب می کند...
کاش هر روز جمعه بود...
تا حساب سالهای غیبتت، از دستم در میرفت...
اکنون سال شمار روزهایم شده است: جمعه ی هفته ی بعد تا...
.jpg)
ادامه ی مطلب را با من همراه باشید...
حرف هایم معلق اند وقتی صحبت از مهربانیت باشد...
و چشمانم خسته میشوند بس که بدنبال رد پایت گشته اند و نیافتند...
بیایید برای ظهور امام زمان (عج) صلوات بفرستیم...
بلکه تعجیلی در ظهورش باشد...

ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید