<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" href="/posts/rss.xsl"?>
<rss version="2.0">
<channel>

<title>https://rainyrose.loxblog.com</title>
<link>https://rainyrose.loxblog.com</link>
<description>عبادت از سر وحشت واسه عاشق عبادت نیست   پرستش راه تسکینه ؛ پرستیدن تجارت نیست </description>
<language>fa-ir</language>
<generator>loxblog.com</generator>
<copyright>loxblog.com</copyright>


<item>
<title>دو فنجان حرف</title>
<link>https://rainyrose.loxblog.com/دو-فنجان-حرف</link>
<guid>https://rainyrose.loxblog.com/دو-فنجان-حرف</guid>

<description><![CDATA[

&nbsp;
سلام دوستانم!
#پستِ موقت
( آدرس اینستایِ من: mahtaab111 ) خیلی خوشحال میشم به جمعمون بپیوندین دوستان جانِ جانانم :)
بزودی در این وبلاگ مطلب میذارم :)
بعد از یک سال..!]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 12:29:39 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>دلــــم گـــرفتـــه تـــر از ســـال های تحمیـــلی ستـــــ ...</title>
<link>https://rainyrose.loxblog.com/دلــــم-گـــرفتـــه-تـــر-از-ســـال-های-تحمیـــلی-ستـــــ</link>
<guid>https://rainyrose.loxblog.com/دلــــم-گـــرفتـــه-تـــر-از-ســـال-های-تحمیـــلی-ستـــــ</guid>

<description><![CDATA[
دزدکی هم می زنم قهوه ام را !
می بینی ؟
چه تفاوت جالبی بین من و فنجان است !
من همش می زنم...
او بیدارم می کند !
دلم گرفت ...
می شود انقدر در دلم خانه تکانی نکنی ؟
گرد گیری تمام نشد ؟
حل شدم در هبوط روز های دور از تو ...
درست مثل همان قهوه ی تلخ بدون شکر ...
دزدکی کلاف خیالم را می بافم ...
که آخرش برسم به خودت ...
چقدر بلند شده این شال گردن تزیینی !
دزدکی در را باز میکنم ...
که نکند پشت در مانده باشی ...
&nbsp;
]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 12:29:39 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>با عرض معذرت، اینبار کپی میذارم</title>
<link>https://rainyrose.loxblog.com/با-عرض-معذرت-اینبار-کپی-میذارم</link>
<guid>https://rainyrose.loxblog.com/با-عرض-معذرت-اینبار-کپی-میذارم</guid>

<description><![CDATA[
من گیلکم، یک دختر پاک و دهاتی
دلخونم از چای و برنج وارداتی
لهجه، اصالت، کار خود را دوست دارم
من چادر گلدار خود را دوست دارم
ما با خداییم و خدا در این حوالی ست
&nbsp;وقتی که اوج مشکل ما خشکسالی ست
یک سال از ده ما به شهرستان نرفتیم
با وانت دایی به لاهیجان نرفتیم
دل خوش به انجیر و به گردو و انارم
در دامن پرچین خود، آلوچه دارم
دلخوش به این جنگل به این تپه به برکه
دلخوش به این رودم به این خاکم به این که:
بابا به من گفته برای بار دوم
ما را به مشهد می برد با پول گندم
آنروز ها که مادرم گلپونه می کاشت
باغی پر از سبزی خیار و خوردنی داشت
با سنگ ها انگشتر یاقوت میساخت
با ساقه ی گندم برایم سوت می ساخت
هر روز روی مرز ها عصرانه می برد
وقتی که در خانه نبودم حرص می خورد
از اینکه توی باغمان حیوان نیاید
مرغ و خروس و غاز بر ایوان نیاید
یا گاومان در خانه ی دیگر نماند
مهمان که آمد، خسته پشت در نماند
خیلی صبور و ساده، پاک و مهربان بود
او شادی ما بود و نور چشممان بود
دیگر درون خانه ما شادی نداریم
گلپونه ها را روی قبرش میگذاریم
ای کاش میشد مینوشتم بیت ها را
ای کاش میشد مینوشتم باز اما...
داد پدر در آمده یاور ندارم
با او به شالی میروم گندم بکارم...
&nbsp;
شعر از سیده محدثه اسماعیلی
پ.ن: تقدیم به روح مادر بزرگ عزیزم که تازه از دستش دادم...]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 12:29:39 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>برای خودم</title>
<link>https://rainyrose.loxblog.com/برای-خودم</link>
<guid>https://rainyrose.loxblog.com/برای-خودم</guid>

<description><![CDATA[
می خندم ...
که این حس کهنه به درد ختم نشود ...
غمگینم !
مثل کودکی که در بازار گم میکند ...
خودش را ...
در انبوه شلوغی !
گل های کنار پنجره دیگر خشک شدند و من هنوز منتظر بارانم .
به بودن ها دیر عادت کن و به نبودن ها زود ...
&nbsp;

&nbsp;]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 12:29:39 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>واضحا بهشت بود!</title>
<link>https://rainyrose.loxblog.com/واضحا-بهشت-بود</link>
<guid>https://rainyrose.loxblog.com/واضحا-بهشت-بود</guid>

<description><![CDATA[
یاد حرف حاج آقایی افتادم که تو حرم گفت :
تا اینجایی ... نفَس بکش ..!
خیلیا دلشون می خواد، " اینجا " نفَس بکشن ...!
&nbsp;

&nbsp;
ادامه ی مطلب را همراه من باشید :)
کاش کبوتر بودم ...
&nbsp;
میگذاشتم دقیقا روزی که هوا ابری شود ...
آنوقت پَر می کشیدم ...
&nbsp;
&laquo; چندتا عکس گرفتم :| منتها چون شلوغ بود، بهتر نشد!!! &raquo;
&nbsp;






&nbsp;
زود گذشت ..!
السلام علیک یا امام رضا (ع)]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 12:29:39 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>فال</title>
<link>https://rainyrose.loxblog.com/فال</link>
<guid>https://rainyrose.loxblog.com/فال</guid>

<description><![CDATA[
خـــــدایا :
چه طـــــــولانی ست مشــــق شــــــب هایم...
وقتی موضوعشان " تـــــــــو " باشی
و چه کوتاه است خط طویل تنهایی
وقتی که قعر خیال ها تو باشی ...
به فالگیر بگویید ...
آخـــر دنیـــــا همینجاست...
همینجا... به کوتاهی فاصله ی من و تو ...
قهوه و فنجان و جادو لازم نیست
&nbsp;
]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 12:29:39 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>•°* نامه ی کوتاهی به خدا *°•</title>
<link>https://rainyrose.loxblog.com/نامه-ی-کوتاهی-به-خدا</link>
<guid>https://rainyrose.loxblog.com/نامه-ی-کوتاهی-به-خدا</guid>

<description><![CDATA[
خــــــدایـــــــا
قندیل بسته ام در زمستان یخ زده ی دور از تـــــو
حواسم را جمع میکنم به دوردستــــ
تا پرت نزدیکی های جـــدا از تو، نباشد ...
سرد شدم از پل های شکسته ی جاده ها ...
که خیس تاریکی مبهم درونم شدند ...
بـــارانـــی نمی بارد !
خشــــک سالــــیِ تـــمام استــــ
رنگین کمان دلم پر است از یکنواختی رنگ های سفید و سیاه ...
برگ ریزان است ...
چـــه چـــهار فصــــلی ستــــ قـــلبم !
یـــا ربـــــ مـــــددی
&nbsp;
]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 12:29:39 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>ایـــمان بـــه خــــــدا</title>
<link>https://rainyrose.loxblog.com/ایـــمان-بـــه-خــــــدا</link>
<guid>https://rainyrose.loxblog.com/ایـــمان-بـــه-خــــــدا</guid>

<description><![CDATA[
دلــــم هــــوای نــــوشتـــن دارد ...
حـــرف هـــایم تکـــراریــستــــ ...
شـــاید واژه هـــا را گـــم کـــرده ام ...
یـــا الفـــبا شکـــل همـــان کـــودک دبســـتانی شـــده کــه شـــال گـــردن
ســـفیدش را میـــان بــــرف ها گـــم کـــرده !
بگـــوییــد معـــنای کلمــــات را از نـــو بــنویـــسند ...
پــــژواکـــ سکـــوت موسیـــقی محـــض ثـــانیــه هاستــــ ...
فقـــط جـــای امنیــت خـــالی ستـــ
کـــه هیـــچ فـــرهنگــــ لغــاتی معـــنایش را درســـت نـــمی نویســد
امنـــیتـــ یـــعنــی ایـــمان بـــه خــــــدا
&nbsp;
]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 12:29:39 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>ســـاده ي ســـاده</title>
<link>https://rainyrose.loxblog.com/ســـاده-ي-ســـاده</link>
<guid>https://rainyrose.loxblog.com/ســـاده-ي-ســـاده</guid>

<description><![CDATA[
خـــــداي مــــهربانـــم
غرق در بي نهايتت شدم ...
دريــــايي در كار نبود ...
فـــقط مـــن بــــودم و تـــو بــــودي و دو سه واحد اشكــــ
كاش قبله نمايم، بي عقربه بود !
آنگاه در راستاي قلبم سجده مي كردم ...
آخر مي داني؟
ساز ناكوكم، جز با صداي تو، كوك نمي شود
بگذار باران ببارد !
موسيقي لحظه ها، با نواي تو قشنگ تر مي شود
&nbsp;

&nbsp;]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 12:29:39 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>گـــــناه دل را می مـــــیرانــــد (حضرت محمد(ص))</title>
<link>https://rainyrose.loxblog.com/گـــــناه-دل-را-می-مـــــیرانــــد-حضرت-محمدص</link>
<guid>https://rainyrose.loxblog.com/گـــــناه-دل-را-می-مـــــیرانــــد-حضرت-محمدص</guid>

<description><![CDATA[
صــــد بـــار اگــــر تـــــوبــــــه شــــکستـــــی بــــازآی
حیاط خلوت دلت را آب و جارو کن تا بی غبار به شب نشینی خدا بروی...
و توبه دری از دروازه های الطاف الهی ست...
کافیست پــــیــــاده به مقصد برسی.
&nbsp;
بگو به بندگانم: ای آن کسانی که اسراف نمودید در ارتکاب گناهان، مایوس و ناامید
نشوید از رحمت من، البته که خداوند گناهان شما را تماما می آمرزد &laquo; سوره زمر/53 &raquo;
&nbsp;

&nbsp;
یادم باشد، در شمعدان دلم، نور امیدت، روشن ترین روشنا ست...
پس خیالم راحت باشد... خدایا! راهم به سمت توست... گم نمی شوم!
&nbsp;
ادامه ی مطلب را همراه من باشید " بسم الله "
امام باقر (ع) میفرماید: هر گاه مردی در شب تاریک در بیابان شتر و اهل و عیالش را گم کند
و سپس در حین تلاش برای یافتن ایشان یک مرتبه آنها را ببیند، چقدر خوشحال میشود...
خداوند متعال بیشتر از این شخص نسبت به بنده اش که توبه میکند و به سوی او باز میگردد&nbsp;
خوشحال میشود...
&nbsp;
انسان ها درست مثل شیشه اند...
این به خودشان بستگی دارد که تَرَک بردارند... بشکنند یا استوار بایستند...
پس وقتی توبه میکنی، دیگر توبه ات را نشکن...
آیا دوست داری که مسخره ی خودت باشی؟؟
" تـــــوبــــــه یعنی بازگشت به خــــدا "
کافیست فقط یک بار در سایه بان قبله ات قنوت بگیری و با خدایت درد دل کنی
میبینی چه آرامشی داری!
همچون قدم برداشتن در ابرها با اینکه از سقوط میترسی اما مطمئنی از افتادن خبری نیست...
&nbsp;
ای آنان که ایمان آوردید به خدا توبه کنید. توبه ی "نصوح" &laquo; تحریم /8 &raquo;
نصوح یعنی: بنده از گناه توبه کند و دیگر به آن گناه برنگردد (امام صادق (ع))
حضرت محمد (ص) می فرماید:
توبه کننده چهار نشانه دارد: عمل خالصانه برای خدا - رها کردن باطل -&nbsp;
پایبندی به حق و حریص بودن به کار خیر.
&nbsp;
خداوند توبه ی بنده ی خطاکارش را میپذیرد نا امید نباش...
خداوند در قرآن می فرماید:
و آن زمان که دوست داری کسی بیادت باشد، بیاد من باش که همواره به تو فکر میکنم...
&nbsp;

&nbsp;
یا ستارالعیوب... ای مهربانم! اعمالی به من عطا فرما که هر بار که مرا میبینی، از من راضی باشی]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 12:29:39 +0330</pubDate>
</item>


</channel>
</rss>

